تبليغاتX
صداقت درسیاست
صداقت درسیاست
دیانت ماسیاست ماست ولی مرادازسیاست فرصت طلبیهای غیراخلاقی نیست 
قالب وبلاگ
[ دوشنبه ششم تیر 1390 ] [ 19:58 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

ماجرای قول شرف مرتضوی برای استعفاء و حاشیه های طنزگونه لیدرهای مدعی بصیرت درجهت کشتن زمان ودر نهایت ابقای متهم پرونده کهریزک به روش غیر مستقیم ، این روزها به روش عجیبی برسرزبانها افتاده است.

    مرتضوی می گوید توکلی دروغ میگوید ومن قول شرف ندادم و دکتر توکلی نیز پای منبع دیگری را به میان می کشد، دکتر حداد عادل قبل ازاینها در رسانه ملی دربرابر همگان، از قطعیت جلسه چندین ساعته با مرتضوی سخن به میان آورده واظهار امیدواری می نماید که ماجرا را با روش کدخدا منشانه مختص خویش، به سرانجامی خوش تبدیل خواهد کرد ، ولی سرانجام مرتضوی ماندگار شده و با شجاعت خاصی قول شرف ادعایی لیدرهای مدعی بصیرت را رد می نماید و......

    اینکه چرا باید لیدرهای مدعی بصیرت، به جای توسل به راهکارهای قانونی درجهت دفاع از حقوق ملت به جای استیضاح وزیر مربوطه ، متوسل به اخذ قول شرف از مرتضوی شده و با زیر سوال بردن جایگاه قانونی خود، به خوراک رسانه ها بدل می شوند، پاسخ این تزلزل در تصمیم گیری و عدالت گزینشی مختص خویش را بایستی خودشان به افکار عمومی جوابگو باشند، ولی تحلیل بنده از نتیجه ماجرای قول شرف مرتضوی ،پاسکاری لیدرهای محترم، خرید زمان برای اتمام عمر مجلس هشتم و در نتیجه جابجایی افکار عمومی از متهم کهریزک به عوامل حاشیه ای دیگر می باشد.

    چه ضرورتی باید وجود داشته باشد که لیدرهای محترمی چون حداد عادل و یا توکلی و یا ...چندین ساعت جلسه برای مجاب کردن مرتضوی و اخذ قول شرف سپری نمایند، درحالی که اگر واقعا" انتصاب وی غیر قانونی بوده ، می بایست در شان و منزلت مجلس در راس امو،ر اقدام می نمودند.



    چرا باید مجلسی که امام راحل ازآن به عنوان "راس امور"یاد می نمودند، حالا به چنان شرایطی گرفتار آید که برای مجاب کردن مسئول درجه چندمی برای استعفاء، به التماس و منت روی آورده و سر آخر التماسشان نیز به طنز رسانه ها تبدیل شود؟

    آیا دکتر حداد عادل با همین شیوه مدیریتها ، برای ریاست مجلس نهم خیز برداشته است؟ اگر مسئول درجه چندمی ، قول شرف برای استعفاء را منکر شده و در نهایت بازی را به نفع خود به پایان می رساند ، فردا دکتر حداد عادل با موارد دیگر چگونه مدارا خواهد نمود؟

    مگر همین دوستان تا دیروز از عدالت و گفتمان خدمت، سخنها جاری نمی کردند و با انرژی تمام ، افراد و جریاناتی را متهم به فتنه نمی کردند ؟


    حالا چه اتفاقی افتاده است که دربرخورد با قانون شکنان ، نه تنها مدارا می نمایند، بلکه با پاسکاریهای چرخشی ، درجهت دوام قانون شکنان، خواسته و ناخواسته نقش بازی می نمایند؟

    مخلص کلام اینکه: اگر انتصاب مرتضوی غیرقانونی بوده و یا ایشان صلاحیت چنین پستی را نداشته اند، چرا باید لیدرهای مدعی بصیرت به جای اجرای قانون به راهکارهای عزت شکن روی آورند؟

 

لینک این یاد داشت درسایت بازتاب امروز


موضوعات مرتبط: قول شرف مرتضوی و پاسکاری لیدرهای مدعی بصیرت .....
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:39 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

استفاده فله ای وفرصت طلبانه از تئوری فتنه ، درجهت قلع وقمع منتقدین ومخالفین رویه مدیریتی مبتنی برهیاهو باشاخصه عوام فریبی وسوء استفاده از ارزشها، چند سالی است که خیال مدیران مارا راحت کرده است ، تا بجای پاسخگوئی به افکار عمومی و نخبگان برای فرار از مسئولیت پذیریها ودرعین حال بایکوت منتقدین رویه غلط مدیریتی خویش ، هرجا کم آورده باشند، بی درنگ نواقص موجود مدیریتی خویش را با متهم کردن دیگران به فتنه وتوطئه ، توجیه نمایند.

زمانیکه سردار رویانیان سکاندار مدیریت تیم پرسپولیس گردید ، هر قلم بدستی که دلش در آرزوی رشد وترقی وطنش می تپید، به طریقی درمورد چنین تصمیمی منتقد گشته وهرکدام از زوایه تخصصی خویش ، سردار را به مدیریت درجاهای مرتبط با تخصص وکسوت خویش ، تشویق نمودند تا مبادا نگرش پادگانی درعرصه های فرهنگی و تفریحی نیز عرصه را برنخبگان ورزشی تنگ ننماید.

بنده حقیر نیز ، آن زمان درقالب قصیده ای با عنوان "آخرسر این فوتبال ما ، بنزین نرخی می شود " ، دغدغه خویش را به عنوان یک وبلاگ نویس ارزشی، درسایت مردمی آینده مطرح نمودم.
حالا بعد ازگذشت مدت زمانی نسبتا" طولانی وعدم اخذ نتیجه لازم درتیم پرسپولیس وحاشیه ها ومشکلاتی که این روزها این تیم محبوب با آن روبرو می باشد ، سردار رویانیان دربیاناتی تازه ، از فتنه های عدیده در تیم پرسپولیس سخن به میان آورده و وچماق فتنه وتوطئه را برسر منتقدان خویش آماده فرود نموده اند.

اینکه واقعا" فتنه گرانی در تیم پرسپولیس وجود داشته اند یا اینکه برداشت سردار چنین بوده است ،بنده زیاد با آن کار ندارم ، ولی بنده تحت هیچ شرایطی ، کارآمدی تئوری فتنه را تائید ننموده وبه دلایل زیر استفاده فله ای وفرصت طلبانه از تئوری فتنه را برای منافع کلان حاکمیت اسلامی مضر تشخیص می دهم.
• اگر قرار باشد هرمدیری برای توجیه سوء مدیریتها ویا پوشش ناکامیهای مدیریتی خویش ، ازتئوری فتنه استفاده ابزاری نماید ،آنوقت چگونه نخبگان ومردم فهیم جرات انتقاد سازنده خواهند یافت؟

• وقتی پای مدیریت تخصصی به میان می آید، همه ما بایستی برمبنای اصل شایسته سالاری وتخصص وتجربه مدیریتی درحیطه مدنظر، احساس مسئولیت نموده و فضا را برای رشد وبالندگی جامعه اسلامیمان فراهم کنیم ، وقتی که سردار بزرگواری درچندین زمینه متعدد وغیرمرتبط قبول مسئولیت می فرمایند، شایسته است که چنان سعه صدری نیز داشته باشند تا انتقادات کارشناسی را پذیرا شوند.

• تئوری فتنه ، نگرش امنیتی درپی می آورد وفضاهائیکه نگرش امنیتی حاکم شود، نگرشهای سیاسی مدیریتی نیز درپی خواهند داشت ، فوتبال امروز ما متاسفانه بیشترین ضربه ها را ازنگرشهای سیاسی تیمی خورده است وتداوم چنین شرایطی درنهایت برای ما تیمی شبیه تیم کره شمالی را درپی خواهد داشت ،درحالیکه باور من این است که ایران ما در همه عرصه ها نخبگان توانمندی دارد که به شرط نگرش مدیریتی مبتنی بر تربیت علمی ،می تواند پویا شده ومفید واقع گردد.

 

لینک این یاد داشت درسایت دی پرس

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:22 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

مادری درکنج زندان ، حسرت دیداردارد

واندرون سینه هایش مخزن اسرار دارد

گرچه اوباهمت خود ، مادری را کردکامل

لیکن از جهل زمانه ، نغمه های زار دارد

می پرد ازبهر خانه ، شوق وصلت دارد اما

بال وپر خونین نموده ، تحفه درمنقاردارد

داداز مکرزمانه ، خدعه ونیرنگ خانه

ازحسادتهای علیا ، فتنه ها پیکار دارد

کوبصیرت چشم پاکی ، ریشه اضداد داند

بانقاب ارزشیها ، منحرفها کاردارد

از هیاهو ودروغ سرگرفته ازاجنه

تهمت ونامردمیها ، ریشه در افکاردارد

از بگمهای چنانی وز بصیرت های مالی

وهم وبهتان زمانه ،ریشه درپنداردارد

باخبرباشید یاران ، مادری زاراست اکنون

فاتحی ازروز مادر خاطر ایثاردارد

 

لینک این شعر در سایت بازتاب امروز


موضوعات مرتبط: به یادمادرانی که ظالمانه تاوان می دهند!
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:35 ] [ حسن فاتحی ] [ ]
سردار اسماعیل احمدی مقدم ، درحاشیه هشتمین نشست سراسری  روسای پلیس  پیشگیری ،باپردازش به علل درگیریها درعبارتی اظهارنمودند " اينكه گاها ديده شده افراد بر سر ورود گوسفندهايشان به مزارع يكديگر با يكديگر نزاع داشته و حتي اين مساله منجر به قتل مي‌شود،‌ گفت: به طور كلي بايد عنوان كنم كه آستانه‌ تحمل مردم كم شده به گونه‌اي كه اگر تصادفي رخ دهد مردم به جاي صلح، با يكديگر دعوا مي‌كنند".

هرچند سردار به صورت کلی  درمورد سبب شناسی  درگیریها مطالبی بیان داشته ،ولی  به واقعیت مهمی نیز اشاره کرده است وآن اینکه "آستانه تحمل مردم پائین آمده است.

آستانه تحمل در مباحث  روانشناسی ، "به حدی از تحریکات ومشکلات  اشاره دارد که ازطرف گیرنده های حسی وعصبی انسان ،قابلیت  تحمل داشته باشد".

عوامل مختلفی  وجود دارد که  که آستانه تحمل ما انسانها را دربرخورد بامشکلات وحوادث گوناگون ،افزایش ویاکاهش می دهد ،بطوریکه هرچه  فشارهای عصبی  وارده بیشتر باشد، به همان اندازه نیز احتمال واکنشهای تکانشی وجود خواهد داشت.

حال سوال مهمی که مطرح می شود ،این است که چرا آستانه تحمل مردم کم می شود؟ چرا مردم در برخورد باحوادث ناگهانی وپیش بینی نشده روزمره، بجای تمرکز بر راهکارهای منطقی وعقلانی، به تکانشهای هیجانی پرخاشگرانه متوسل شده و حتی درمواقع فراوانی ،بخاطر هیچ وپوچ ، جرمهای غیرقابل تصوری مثل قتل و.. را مرتکب می شوند؟

هرچند سردار احمدی مقدم درمورد سبب شناسی درگیریها، بیشتر شرایط محیطی واقیمی را مدنظر گرفته است و دراین راستا به دلایلی مثل ،اختلاف برسر تقسیم آب در روستاها ویا ورود گوسفندان به مزارع پردازش نموده ،ولی باورمن این است که دلایل مهم زیر آستانه تحمل مردم را درشرایط کنونی جامعه ما ،پایین آورده است:

1-هرچند طرح هدفمندی یارانه ها ، همواره ازقسمتهای پر لیوان  مدنظر مسئولین ما بوده است ودراین راستا به تعریف وتمجید ازاین طرح پرداخته اند ،ولی  آسیب های اجتماعی وروانشناختی این طرح  طی سالهای پیشرو بیشتر درشکل بیماریهای روانی  وتکانشهای عصبی  خودرا نشان خواهد داد.

شاید با ذکر مثالی بتوانم منظور خویش را بیان کنم وآن اینکه ،بالا رفتن قیمت بنزین و کالاهای ضروری مردم  وبحث ریاضت  های اقتصادی واجتماعی نامحسوس حاصل ازاین فاکتورها ،باعث شده است که مردم فقیر به طورکلی از سفر محروم شده  وتوانی برای سفرهای سیاحتی وزیارتی که بیگمان نقش زیادی در بالا بردن آستانه تحمل مردم دارد،نداشته باشند وازطرفی  دیگر عدم ثبات در وضعیت اقتصادی ومعیشتی  که هر روزه  امنیت روانی مردم ،توپ بیهدف مجلس ودولت دررابطه با کاهش ویاافزایش قیمتها شده است ، روحیه منطقی مردم را پاین آورده است.

2- متاسفانه رواج بداخلاقیها دربین سیاسیون جامعه ،که دامنه وسیع آن حتی درمناظرات تلخ ایام انتخابات  ریاست جمهوری دهم  ،منجر به انتقادها واعتراضهای خیابانی گردید ، نه تنها کاهش نیافته ،بلکه همین بداخلاقی ویکسویه نگریهای عقیدتی وسیاسی  دررسانه ملی ، مرتب مورد پردازش قرار می گیرد ،به شکلی که طیفی ازمردم ونخبگان حامیان فتنه وطیفی دیگر اهل بصیرت القاء می شوند وبسیار روشن است که حاصل چنین تفکرات مدیریتی نیز ، به نابسامنیهای اجتماعی وفرهنگی وعقیدتی حاد منجر خواهدشد.

افرادی براحتی ، ارکان مقدس جمهوری اسلامی  وشخصیتهای رکین انقلابی را زیرسوال برده وتهمت  فساد بدانها می دهند ،ولی کسی با آنها کاری ندارد وبراحتی با روح وروان جامعه بازی می نمایند  ولی درعوض وقتی مبحث پرونده های فساد کلان هم تیمیهای مورد اتهام ویامظنون  مطرح می شود ، فریاد وامصیبتا  ویا فریاد توطئه وفتنه بلند می شود !، طبیعی هست که  وجود تناقض در مدیران کلان ، به بحث امنیت روانی جامعه نیز آسیب خواهد رساند.

3- مردم امروز جامعه ما ، نسبت به مردمان چند دهه قبل وحتی چندسال پیش، فهیم تر وآگاهتر گشته اند، فلذا براحتی فرق بین بازیهای سیاسی و واقعیتهای رفتاری مسئولین را درک می نمایند ، ودر چنین شرایطی  ما بیشتر به مدیران وخواصی احتیاج داریم که بجای عوام فریبی ویا هیاهوهای رسانه ای ، واقعا " به فکر زندگی مردم باشند، نه اینکه با اختلافات ساختگی بین خودشان ، افکار عمومی را به این سو وآن سو بکشند که متاسفانه درمواقعی ، مردم بخاطر درک عوام فریبی  ها دچار حالت نومیدی وسرخوردگی گشته اند وادامه چنین شرایطی ، قطعا" در آستانه تحمل کمتر آنها موثرخواهد بود.

4-وجود فساد وباندگرائیهای شبه تبه کارانه  درلایه های مختلف مدیریتی ،که ( فساد ملیاردی اخیر یکی از اسناد آن می باشد) ، باعث گردیده است که من شهروند یا روستائی  وقتی با مدیری ویا مسئولی مشکل پیدا می کنم ،کسی فریاد مرا نشنود وچون  عدم تکریم مردم به سرخوردگیها منجر می شود ، فلذا رها کردن خودیها به حال خود وپایش عوام وتجسس درامور روزمره آنها، درنهایت به تکانشهای کنترل نشده منجر خواهدشد.

مخلص کلام اینکه : هرچند عوامل محیطی واقلیمی  می توانند از دلایل محدود شیوع تکانشهای رفتاری  عنوان گردند ، ولی درشرایط امروز جامعه ما ، رواج بداخلاقیها دربین سیاسیون به عنوان الگوها وسوء استفاده ازمناصب  وامانتها ، ازباور من از دلایل مهم نا امنیهای روانی تلقی گشته وسهم فراوانی در پایین آوردن آستانه تحمل مردم دارند.
 
 

لینک این یاد داشت درسایت بازتاب امروز


موضوعات مرتبط: چرا آستانه تحمل مردم ،پائین آمده است؟
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 17:28 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

بالاخره بعداز فراز ونشیبهای  درونی فراوان ،آقای پوتین رسما" به عنوان رئیس جمهور روسیه ،دوباره هدایت ورهبری روسیه را به عهده گرفت و بیگمان  جلوس ایشان برکرسی مدیریتی کلان در دور جدید  ،درکنار چالشهای  داخلی که با آن روبرو خواهد بود ،با  نحوه  نگرش مدیریت خارجی وی نیز قرین موفقیتها ویا ناکامیها خواهد گردید.

نگرش مدیریت درونی پوتین براساس گفتار تبلیغاتی وی در عصر انتخابات ،موید این مطلب است که پوتین با اکثریت نسبی  نیز حاضر به عدول از قدرت نبوده ودرکنار آن ،مخالفین قابل توجه را نادیده خواهدگرفت.

پوتین بیشتر از آنکه به رئیس جمهوری مردم سالار شبیه باشد، بنظر میرسد تزاری انحصارگراست وبخاطر همین ویژگی نیز مخالفان قدری  دردرون  داشته وخواهد داشت ، واما درعرصه بین المللی نیز ،رویکرد مدیریت خارجی پوتین در دور اول ریاست جمهوریش ، موید این واقعیت بود که پوتین علیرغم شعار اقتدار، بخاطر قدرت  حاضر به معامله با غرب نیز بوده است.

اولین موضع گیری سیاسی پوتین  دردور جدید مدیریتش ،با هشدار به غربیها درمورد تضمین دادن درمورد استقرار سپر موشکی دراروپا آغاز گردید ،ولی همین هشدار نیز اگر به دقت مورد توجه قرار گیرد،حاوی  دو مطلب  متناقض بود.

مطلب اولی اینکه ، پوتین  نگران منافع خود وروسیه تحت حاکمیتش بوده ، ودراین راستا ازغرب تضمینهای محکم خواسته است ومطلب دوم اینکه ،تلویحا " پوتین با استقرار سپر موشکی غرب  موافقت نموده است.

پوتین دراین پیام خود که متاسفانه ،رسانه های سطحی گرای ما را نیز ذوق زده کرد واین پیام نخست پوتین را به معنی  غرب ستیزی پوتین تعبیر کردند، درواقع به غرب پیام داده است که به شرط عدم تهدید روسیه ، پوتین باکی از استقرار سپردفاع موشکی برعلیه ایران ندارد.

براین اساس ، پوتین  تا حدی درکنار ایران خواهد بود که بامنافعش همسو بوده باشد واگر روزی  غرب قرار معامله با پوتین بریزد، بدون شک برگ ایران ،ابزاری  کارا دردست پوتین خواهد بود.

شخصیت پوتین ،تحت هیچ شرایطی  با وجود ایرانی مقتدر ومستقل همسو نبوده وفقط تا جائیکه ،ایران برگی در دستان اوباشد ، به ایران توجه خواهد نمود  والبته  مسئولین ما نیز به شرطی که زمان شناس باشند، ازاین شرایط امکان بهره برداری درجهت تحکیم اقتدار ملی اسلامی جامعه اسلامیمان  خواهند داشت ،به شکلی که دقیقا" مثل پوتین با نگاه ابزاری به روسیه نگریسته واز ذوق زدگیهای  احساسی پرهیز نمایند.

چون مصالح پوتین ،بخاطر ترمیم اقتدارترک برداشته اش به ایران نیاز دارد ،مانیز بایستی ازاین فرصت استفاده کرده وبارویکرد تنش زدایی خارجی ازشرایط شکننده موجود عبور کنیم.

انتظار پوتین ازایران ما، غرب ستیزی و واگرایی  از اروپا، به شکل وشمایلی می باشد که درنهایت دربلوک روسها قرار گرفته باشیم ،ولی  باورمن این است که ما باید درعین تعامل با روسها ،به شکلی هوشمندانه  بایستی از رویکرد مدیریت داخلی پوتین فاصله گرفته ومثل وی، بر اکثریت نسبی فکر نکنیم، چراکه  درنهایت چنین رویکردی مدیریتی ،شکل اصلاح شده تفکر استالینی بوده ومجبور به شکست خواهدبود.

همگرایی ما باروسها درعرصه بین المللی نیز ،شایسته است تنها با رویکرد منافع کلان ملی اسلامیمان همراه بوده وما نبایستی ،چنان به روسها نزدیک شویم که فرصت بهره برداری ابزاری بدانها بخشیم.

مخلص کلام اینکه : پوتین سیاستمداری بیرحم بوده وهمچنانکه باکی از قلع وقمع مخالفین داخلیش نداشته ،اگر مصالحش اقتضاء نماید ازبرگ ایران نیز به عنوان معامله استفاده نموده واقتدار مارا هزینه بلند پروازیهایش خواهد نمود.

 

لینک این یاد داشت درسایت دی پرس

 

لینک تکمیل شده این یاد داشت درسایت بازتاب امروز


موضوعات مرتبط: تعامل پوتین باایران مستقل از معامله تا همسویی؟
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:21 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

 طی چندروز اخیر، سران محترم قوا دراظهاراتی پرازگلایه  وبعضا" باکنایه های تند نسبت به همدیگر، درافکارعمومی پرسشهای فراوانی را ایجاد کرده اند.

چرا هرازچندگاهی قوای محترم سه گانه ،بجای هماهنگیها وجلسات بینابینی ، ترجیح داده اند درافکارعمومی  دیدگاهها وگلایه های خویش را مطرح نمایند؟

آیا روند پی گیری پرونده بزرگ فساد مالی اخیر، امکان آن را خواهد داشت که به  بازداشت وبازجویی از شاه کلیدهای  اصلی ماجرا بینجامد ،یا اینکه با رسیدن پرونده به جاهای حساس ،بناچار مناظرات رسانه ای  فرافکنانه شروع خواهدشد؟

آیا هدف ازمبارزه بافساد ، نهادینه نمودن عدالت علوی درجامعه است که  حتی دربرخورد بابرادر زیاده خواه ،آتش را بر  وی  یاد آوری می نماید ، یا اینکه همه این نمایشها برای سرگرمی افکارعمومی است؟

چرا وچگونه ، افرادیکه  درقوه قضائیه متهم بوده  یا درمظان اتهام بوده اند ، توسط  رئیس محترم قوه مجریه  به سمتهای عالی انتخاب می شوند؟ چطور میشود آقایی که تا دیروز خبر بازداشت وی دررسانه ها پیچیده بود ،امروز نه تنها توسط رئیس قوه مجریه بلکه ازمراکزی دیگر نیز مورد تفقد قرار می گیرد؟

آیا با گلایه های متقابل سران محترم قوا نسبت به همدیگر درمبحث مبارزه بافساد وضرورت سلامت اداری ، واقعا" مشکلات شهروندان ازبین خواهد رفت یا اینکه خود این گلایه ها ، به بی اعتمادیهای گسترده اجتماعی منجر خواهدشد؟.......

این سئوالات ودهها پرسش دیگر،تنها نمونه های ازانبوه دغدغه های هستند که امروز درافکارعمومی  مطرح می شوند وهدف بنده نیز ازاین یاد داشت ، پردازش منطقی واصولی به مبحث سلامت اداری ومبارزه بافساد بجای گلایه های رسانه ای وآنهم درسطح افکارعمومی می باشد.

اگر واقعا ما ، دنبال سلامت سازی اداری هستیم و عطف  به فرمایشات بزرگان دینی برحسب وظیفه دینی خود ،درصدد مبارزه بافساد واجرای عدالت  درجامعه اسلامی می باشیم ، به باورمن راهکارهای  زیر بسیار موثرتر از گلایه های  رسانه ای فرافکنانه خواهدبود.

1-اولین بستر فساد اداری ، درچگونگی انتخاب مدیران نهفته است ، ما باید برمبنای اصول شایسته سالاری وتخصص گرایی و تکریم زیرمجموعه ، از غلبه نگرشهای فردی  بر شیوه های قانونی انتخاب مدیران اصلح ، جلوگیری نمائیم.

آیا یک شهروند گمنام وصاحب تخصص  درجامعه ما ، واقعا " فضایی برای بروز استعدادهای مدیریتی  وخدمتی خویش دارد ، یا اینکه برای مدیر شدن ،بایستی  از صراط گزینشی  افرادی خاص عبورکرد؟

اشخاص وافراد درهررده ای که باشند ،قابلیت وسوسه  وخطا را دارند ولی معیارهای عینی کارشناسی شده قانونی برای همگان مفید خواهند بود، عمل به قانون بد ،بسیار مفیدتر ازعمل به دیدگاههای انفرادی خواهد بود که  قابلیت نفوذ دارند.

اگرما درسطح جامعه اسلامیمان ، دغدغه های جدی  مدیریتی داریم که درنهایت به فساد منجر گشته ، مهمترین علت این دغدغه ها ، غلبه  نگرش افرادی خاص بر نگرشهای قانونی شده می باشد.

متاسفانه درتفسیر قانون نیز ، ملاک های موجود ما برمبنای نظر افراد می چرخد و چون افرادی خاص درفواصلی طولانی  بدون هیچگونه دغدغه  مشغول نظریه پردازی می باشند ،بنابراین کمین مجرمان تیزهوش  درحول وحوش چنین افرادی نیز درمواقعی موثر واقع شده وخود به فساد های بزرگ عقیدتی واقتصادی وسیاسی منجر می شود.

بنابراین راهکار موثر اول درمبارزه بافساد ونهادینه سازی سلامت اداری، تعیین عالمانه وکارشناسی شده  معیارهای انتخاب مدیران برمبنای اصول شایسه سالاری ( تخصص ، تجربه و مسئولیت پذیری نهادینه شده) می باشد.

هم تخصص وهم تجربه وهم وجدان مسئولیت پذیرافراد ،براحتی با تستهای علمی وروانشناختی قابلییت تمییز دارند،درحالیکه اگر مبنای انتخاب مدیران نظر افرادی خاص باشد ،همه این سه عنصر مهم قابلییت کنار گذاشتن خواهند یافت.

2-نباید دربحث سلامت اداری بانگرش جناحی وتیمی عمل نمود ،که بسیاری از معضلات موجود جامعه ما ، حاصل همین نگرشهای انحصارگرایانه تیمی وحزبی وگروهی می باشد.

چون آقا یاخانم فلانی ،ازگروه وتیم ما می باشد ،بنابراین خودی محسوب شده وبامتراژ خودی ،فسادهای ملموس وی توجیه خواهد شد ولی درعوض ،فساد نداشته  آنکه ازباورما رقیب وغیرخودی است ،مستندسازی کاذب خواهد شد وحاصل همین نگرشها به سرانجامی چون فساد بزرگ بانکی ومالی اخیر منجر خواهدشد.

فلان وزیری که درزیر مجموعه اش چنین فسادی اتفاق افتاده ،بخاطر همین نگرشهای جناحی خیالش راحت خواهد بود ، که مورد بازجویی افکار عمومی  قرار نخواهد گرفت واگرهم مورد پرسش واقع شد ،با استیضاح نمایشی دوباره ابقا خواهد وشد وتداوم چنین شیوه های  درنهایت به نهادینه شدن فساد درسیستم مدیریتی منجر خواهد شد ،قبل از آنکه امکانی برای سلامت اداری فراهم نماید.

3-مبارزه بافساد اولین گام موثرش ازخانه و خیمه  خودیها باید شروع شود ، اگر آنهائیکه خواص  جامعه محسوب می شوند به حال خودرها شوند ودرعوض  زندگی روزمره عوام مورد پایش قرارگیرد، درنهایت  خواص عافیت طلب قدرت گرا بانقاب دین  برعوام سخت خواهند گرفت ودرچنین شرایطی ، عوامی تیزهوش نیز خواهند بود که خواص فرصت طلب را به تله انداخته وازنفوذ آنها بهره برداریها نمایند.

4-مجریان قانون ،نباید به خود اجازه تفسیر قانون بدهند که اگر چنین شود ، قانونهای دل بخواهی  بجای قوانین مصوب درمجلس  290 نفری  به کرسی خواهد نشست  وازطرف دیگر قانون گذران نیز بایستی چنان عزت نفسی داشته باشند که درجهت دفاع ازحقوق ملت ،سینه در آستانه مجریان قانون خم ننمایند.

نماینده محترم مجلسی در نطقهای تبلیغاتی خود ، علنا" به مردم می گوید "بنده صورت فلانی را می بوسم ویامرگ برفلانی می گویم ،تنها بخاطر اینکه فلان فردی را ویافلان کاری را به سرانجام برسانم" وبسیار روشن است که برآیند تجمع چنین فرصت طلبانی درمجلسی مورد وثوق مردم ، بجای آنکه  گره ازمشکلات  مردم باز نماید، به غنای کیسه خودیها منجر خواهدشد.

مخلص کلام اینکه: بیان گلایه های رسانه ای سران محترم قوا بجای تکیه برراهکارهای  واقعی مبارزه بافساد، تنها نتیجه اش شکل گیری پرسشهای فراوان درافکارعمومی خواهد بود وچون بدین پرسشها جوابی داده نمی شود،درنهایت بی اعتمادی قطور حاصل آن خواهد بود.

 

لینک این یاد داشت درسایت بازتاب امروز

 


موضوعات مرتبط: سلامت اداری ومبارزه بافساد از گلایه های متقابل....
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:58 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

قبل از طرح دغدغه وتحلیل خویش  درمورد  ریاست مجلس نهم  به عنوان یک وبلاگ نویس ارزشی ومنتقد شیوه مدیریتی موجود، لازم می دانم  ، نکاتی را متذکر شوم تا انشاءاله.. به سوء برداشتها منجرنشود .

هدف ازاین یاد داشت ، دفاع ویاحمایت از ریاست  علی لاریجانی برمجلس نهم نیست که بنده  اززمان ماجرای استیضاح نمایشی  جناب حسینی وزیرمحترم اقتصاد ودارائی  بعد از فسادبزرگ مالی در زیرمجموعه مدیریتی ایشان، که بیگمان نقش علی لاریجانی درابقای ایشان بی نظیر بود ،از عطای ایشان برجامعه اسلامی  نومید گشته  ومدیریت مصلحت محورانه علی لاریجانی را یکی ازدلایل  به حاشیه کشیدن وجلوه ناتوان مجلس هشتم باوردارم.

مطلب بعدی اینکه ،هدف این یاد داشت ،ترسیم ملاکهای عینی شایسته سالاری برای تصدی مشاغل حساس درجامعه اسلامی بوده  وبه هیچ وجه  افراد مورد نقد بنده نمی باشد،بلکه رویکردها ی کلان مدیریتی منظور این یادداشت می باشد، هرچند که درفرازهای برحسب دغدغه شهروندی خویش ناچار به ذکر اسامی شده باشم.

 

· زمانیکه دکتر حداد عادل درمجلس هفتم برکرسی مدیریتی نشست ، اواخر ریاست جمهوری دولت اصلاح طلبان بود که مهمترین هدیه مجلس هفتم به مردم از نگاه جناب حداد عادل قانون تثبت قیمتها بود که بلافاصله بعد از شروع مدیریت دکتراحمدی نزاد به کنارگذاشته شد ودرچرخشی  نمایان برخلاف همان مصوبه مذکور، بنزین سهمیه بندی وبعد باافزایش  قیمتهای نجومی  آن موافقت شد.

یعنی مجلسی که  افزایش چند ده تومان زیر صدتومان را نمی توانست در راستای تعدیل قیمتها به نظاره بنشیند ، ناگهانی  سنگ بنای مصوباتی را اجرائی نمود که  ما فعلا" درحال لمس گرانیهای فزاینده درجامعه اسلامیمان هستیم.

براین اساس ،برای دکتر حداد عادل ،نگرش مدیریتی مبتنی برکارشناسی  درمجلس هفتم  جایگاهی نداشت ، مهم برای ایشان افراد بود وگرنه ایشان که مصوبه "تثبیت قیمتها" را هدیه برای مردم به افکارعمومی القاء می فرمودند ،تنها  زمان محدودی بعد این مصوبه که درزمان دولت اصلاح طلبان بود،دردولت احمدی نژاد نیز می بایست ازاین نگرش پیروی می نمودند ، ولی همگان شاهد بودیم که چنین نکردند، بنابراین  ریاست مجدد ایشان برمجلس نهم نیز ازباورمن ، سرآغاز تناقضهای مدیریتی اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی خواهد بود.

·نکته مهم دیگر اینکه ،اگر ما درمجلس هشتم شاهد اظهاراتی مبنی برمهم نبودن ودرراس امور نبودن مجلس بودیم ، دراصل ریشه وزایش چنین تفکراتی ،بخاطر سیاست یک بام ودوهوای دکتر حداد عادل در برخورد نگرشی کلان با دودولت درفصلی نزدیک بهم بود.

یعنی اگر درمجلس هفتم امکانی برای سئوال ازرئیس جمهور ویا تذکرات دیگر قانونی  فراهم می گردید ونگرش جانبدارانه دکتر حداد عادل ،مانع اجرای قانون نمی گشت ، بیگمان درمجلس هشتم هم قوانین نظارتی مجلس به چالش کشیده نمی شد .

·مطلب بعدی اینکه ، تداوم نگرش مدیریتی مبتنی بر آفرین برخودی و نفرین برغیرخودی  که رفتار سیاسی دکتر حداد عادل موید آن می باشد ،درمجلس شورای اسلامی  که جایگاهی برای  بیان افکار وروشهای متفاوت مدیریتی  می باشد، نمی تواند موثرواقع شود، چرا که برای دکتر حداد عادل ،مهم  دیدگاه علمی وکارشناسی  نخواهد بود وایشان بازهم باتناقضهای نگرشی خویش  جامعه را آبستن حوادث تلخ دیگری خواهد نمود.

·مجلس شورای اسلامی بجای ریش سفید مصلحت محور، که  دربرنامه زنده تلویزیونی  ازامید مجاب شدن  مرتضوی سخن گفته  وبه معجزه روش مدیریت کدخدا منشانه!، باور داشته ودرنهایت به ابقای مجدد وی وفریب مجلس منجر می شود ،نیازنداشته  وبلکه به مدیری نیازمند است که با نگرش منصفانه وعادلانه ازحقوق ملت دفاع نموده وبا قاطعیت به اجرای قانون پرداخته  وقانون شکنان را سرجایشان بنشاند.

 

لینک این یاد داشت درسایت دی پرس

 


موضوعات مرتبط: احتمال ریاست حدادعادل برمجلس نهم وچالشهای مدیریتی
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:8 ] [ حسن فاتحی ] [ ]
 مدیران نالایق دراین یاد داشت، افرادی هستند که  علاوه برآنکه   از فقدان تجربه  وکارایی تخصصی  رنج می برند، تنها بخاطر روابط ناسالم اداری  وهماهنگیهای  تبه کارانه تیمی ومحیطی ، امکان  خودنمائی دارند .
 
باتوجه به اینکه ،چنین مدیرنماهایی ، تمام انرژی فکری خودرا درجهت بهره برداریهای شخصی وتیمی به کار می برند ، فلذا بامدیریت کاذب خود، به هدر رفت منابع  وتوان سیستم  منجرگشته  ودرنهایت تیمی تبه کار را درمحیطی اداری  وآنهم درشکل نقابدار ایجاد می نمایند که به باورمن ،خطر براندازی چنین  مدیران نالایقی ،به مراتب ازخطرات خارجی  تحمیل شده  بیشتر می باشد.
 
مدیران نالایق ، برای اینکه بتوانند نیروهای نجیب ودرعین حال مسئولیت پذیر ومقاوم  درمقابل خرابکاریها را تحت فشار قرار دهند ، ناچارند از نیروهای نا ایمن شغلی  که وضعیتی درحد نیروهای شرکتی ویا کارمعین دارند ،استفاده نمایند به دلایل زیر:
 
1-نیروهای ناایمن شغلی ،اکثرا" ازلحاظ استخدامی  درمرز بود ونبود قرار داشته وازاین بابت استرسهای  شکننده ای را تجربه می نمایند ،فلذا برای  رهایی ازتنش موجود، چاره ای بجز بله قربان گویی نداشته  وامکان وتوانی برای  مجاب مدیران نالایق ندارند.
 
2-نیروهای ناایمن شغلی ،به دلیلی که ذکر گردید،حاضرند هرگونه نقشهای خارج ازشرح وظایف اداری خودرا پذیرا گشته ودرنهایت توجه مدیران نالایق را به خود جلب نمایند ، که بخاطر همین ضعف مهم ، معمولا" مدیران نالایق از نیروهای ناایمن شغلی، درجهت کنترل نیروهای سازنده مسئولیت پذیر بهره برداری می نمایند تا به دو هدف مهم خویش برسند:
 
الف- یکی اینکه باکنترل نیروهای کارآ، وتخریب سیستم عصبی آنها درنهایت آنها را وادار به ترک محل کاری نموده وباخیال آسوده به خرابکاری خود تداوم بخشند.
 ب- دوم اینکه  مدیران نالایق باعلم به ضعف نیروهای ناایمن، ازوجود آنها درجهت اقدامات غیرقانونی بهره برداریها نموده واز ضعف شخصیتی آنها ، درجهت تبلیغ  خود استفاده کنند.
 
3- باتوجه به اینکه ، نیروهای ناایمن ، مورد وثوق ظاهری مدیران نالایق قرار می گیرند ، فلذا یکه تازی و دخالتهای غیرموثر آنها درامور مدیریتی تحت مدیریت مدیران نالایق، درنهایت  ضمن اینکه به سرخوردگی نیروهای مسئولیت پذیر قانون گرا منجر می شود،موجبات سوء استفاده های سیاسی ،عقیدتی ، اقتصادی واجتماعی را نیز فراهم می نماید.
 
4-تا زمانیکه نیروهای مسئولیت پذیر، تحت کنترل و پایش محسوس ونا محسوس نیروهای نایمن شغلی باشند ،ضمن اینگه انگیزه های واقعی خدمت رسانی را دچار مشکل خواهد نمود ، درنهایت به محاصره وازکارافتادن نیروهای سالم منجر گشته ورفته رفته  سیستم تحت مدیریت مدیران نالایق، به همگرائی تبه کارانه سوق نموده وشاهد فسادهای اقتصادی واداری کلان نیز خواهیم شد.
 
5- مدیران نالایق بخاطر ترس توهمی از اشرافیت نیروهای مسئولیت پذیر درزیر مجموعه برضعفهای مدیریتی خویش ، ناچارند به صورت عیرواقعی، نیروهای ناایمن را شیر جلوه دهند وکارائی تبه کارانه آنها را، بزرگ وموثر جلوه دهند وتداوم چنین روند مدیریتی ، درنهایت به تهی شدن سیستم ازانگیزه های خدمت منجر گشته وسرآخر، نهاد ویا سیستم مربوط به حاکمیت را به نفع بخش خصوصی تبه کارانه گرو گانگیری نماید.
 
مخلص کلام اینکه : مدیران نالایق با تکیه بربهره هوشی خود ازنیروهای ناایمن شغلی درجهت خرابکاری زیرمجموعه بهره برداری نموده وسیستم متعلق به مردم وحاکمیت را درنهایت به نفع تیمی تبه کارانه که ازباورمن " برآیند مجرمان ناایمن "می باشند ، مصادره می نمایند.
 
موضوعات مرتبط: نقش نیروهای نا ایمن شغلی در خرابکاری مدیران....
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:42 ] [ حسن فاتحی ] [ ]

اندرونم لرزداردازتب سوزان من

 

روح من را می فشارد غصه های جان من

 

ازکدامین رنج گویم ازفدک یا سیل غم

 

 آتشین دربی که سوزد سینه ایمان من

 

ازجفای قوم گویم یا فساد زودرس

 

 یاحدیث عترتی گوید دل نالان من

 

ازفراموشی حج آخر و روزغدیر

 

 یابسوزد ازغدیر کربلا چشمان من

 

یا بگویم ازعلی وگریه های زینبش

 

دفن پنهانی نموده  مادر خوبان من

 

رنج زهرا با دل بشکسته ترسیمش کنم

 

یا زتنهائی حیدر برکشد افغا ن من

 

هرچه گفتم نقص گفتم درد  زهرا بی مثال

 

 آسمان هم  بازگویدگریه کن باران من

 

فاتحی را حب  زهرا چاره سازدردها

 

 تاابد عشق علی وفاطمه پیمان من

 

 

لینک این قطعه شعر درسایت دی پرس

 


موضوعات مرتبط: رنج زهرا(س)
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:56 ] [ حسن فاتحی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگردیانت را اعتقادات وباورهای مقدس تعریف کنیم،سیاست منتج ازدیانت نیز بایستی الهی باشد.

اصول گرایی ازباورمن یعنی رعایت قوانین اسلامی درعرصه سیاست،حال اگر افرادی درنقاب ارزش،اصول را فدای منافع خود می نمایند،وظیفه ماست،درحدوتوان خود مفهوم دیانت وسیاست پاک را بدانها یادآوری کنیم.

این وبلاگ تلاش خواهد نمودبه سوءمدیریتهای بپردازد که درپوشش دین الگوهای نادرستی ازدیانت وسیاست را به افکارعمومی تحمیل می کنند.
لینک دوستان
لینک های مفید
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب